تبليغاتX
.

سلام دوستای عزیز

شرمنده دیر آپ میکنم

کارنامم رو گرفتم و مشغول کارای تعویض مدرسم.

بی زحمت بگین منظورتون از لینک دوستانه چی بود و به زودی بر میگردم.

فعلا

بای



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 15:50 توسط عسل

سلام.اعتراض هاتون زیاد بود من پست رو ویرایش کردم و اون قسمت

 رو حذف کردم.ببینید من که نمیخوام آقای گودرزی رو خراب کنم چون

 کسی هست که عاشقانه دوستش دارم.همه ی شما از من گزارش دقیق

 خواستید و منم عین اتفاقاتی که افتاد رو نوشتم حالا اگه شما از یه

قسمتش خوشتون نیومده مجبور میشم پست رو ویرایش کنم و دیگه عینا

 چیزی ننویسم.

سال ۸۵ هنوز برنامه شب شیشه ای پخش نشده بود و منم در رابطه با

نماز ایشون مطلبی نخونده بودم.

در رابطه با اینکه ساعت ۸ بوده و ... هم باید بگم من سوالم رو پرسیدم

 شما هم وقتی اونجا بودی میتونستی هر سوالی که دوست داری بکنی.

از شهاب جان هم به خاطر طرفداری ممنون ولی واقعا نه چیزی دروغ

گفتم نه شایعه درست کردم و نه هیچ چیز دیگه.

پست ویرایش شد.

سلام به همگی شما طرفدارای خوب آقا حمید.

چند نفر از دوستان راجب ملاقات من با آقای گودرزی،حرف هایی که رد و بدل شد ، اخلاق ایشون و همینطور در کل درباره ی برنامه ی درسا پرسیدند.

اول اینکه بگم چرم درسا یکی از بهترین تولید کنندگان چرم هست که از چهره ی یکی از بزرگترین ستاره های سینمای ایران "حمید گودزی" برای تبلیغاتش استفاد کرده.تا حالا هم عکس های خیلی قشنگی از ایشون گرفته که اون هایی رو که دارم رو براتون در ادامه مطلب میگذارم.

روز 13 مهر سال 85 بود.13 روز از شروع مدرسه ها گذشته بود. همونطور که کل مدرسه می دونستند من عاشق حمید گودرزی هستم بچه ها تک و توک اگر عکسی ازش پیدا می کردن برام می آوردند.همین روز 13 مهر که 5شنبه هم بود من صبح سوار سرویش شدم یکی از دوستام به نام پرنیان گفت اینو تو روزنامه دیده و برام بریده بودش

 

 

دیگه من چه حالی داشتم بماند.متن تصویر هم این بود:

اولین مسابقه نقاشی کودکان

صنایع چرمی درسا برگزار ی کند.

اولین مسابقه نقاشی کودکان (با موضوع رنگ آمیزی تصویر) به همراه ملاقات با حمید گودرزی 

محل برگزاری :تهران ،پاساژ آرین واقع در خیابان میرداماد ،زمان 14/7/85 ساعت 20

به شرکت کنندگان به قید قرعه جوایزی اعطا خاهد شد.

 

وقتی رفتم مدرسه ماهرخ یکی دیگه از همین دعتنامه ها بهم داد.تاریخش مال فردا یعنی 14 مهر بود.وقتی من رسیدم خونه به قدری هول کرده بدم که وقتی زنگ زدم به مامانم فکر کرد حالم بده  دارم جدی جدی سکته می کنم.

از اینا بگذریم.فردا شبش بالاخره دیدمش.من حدود 20 دقیقه زودتر از وقتیی که گفته بودن رسیدم ولی به قدری شلوغ بود که اصلا آدم حاش بد میشد اونقدر آدم رو یه جا می دید. البته من کلی خوشحال شدم که حمید اینقدر طرفدار داره.بالاخره خودش رو دیدم.من اون روز با مامانم ،برایانا (وبلاگش رو ببینید) و مامانش رفته بودم و قرار بود مامان برایانا برامون عکس بگیره که اونا رو هم تو ادامه مطلب میگذارم. حمید وسط یک جمعیت خیلی زیاد قرار گرفته بود.پشت سرش یک حوض کوچیک بود و دور حوض برنامه ی مسابقه.یک عالمه بچه قد و نیم قد که مشقول رنگ کردن عکس حمید بودند.این طرف هم که حمید وایستاده بود و ملت تو سر و کله ی هم میزدن تا عکس بگیرند و امضا.دم در پاساژ هم یک غرفه ای بود اون وسط که پوستر های حمید رو گذاشته بدند . حمید یک تی شرت مشکی یقه گرد پوشیده بود که روش یک کت خاکستری راه راه پوشیده بود. صورتش رو زخم کرده بود. گوشه ی لبش و پیشونیش رو(؟)

من نمیدونم چه جوری خودمو رسوندم بهش فقط وقتی به خودم اومدم دیدم جدی جدی بقلش ایستادم.دیدم برایانا یکی میزنه تو سر خودش یکی تو سر من که یه پوستر به من بده که بدم برام امضاش کنه که منم دو تا دادم برام امضا کرد.

البته الان زینت بخش اتاقمه.

  بد پرسیدم فیلم جدیدتون کی اکران میشه که گفت رو اکران هست قتل آنلاین. منم گفتم نه اینو دیدم اونایی که بعدش ساختین یا می سازین که گفت تو اذر این طور ها باید فیلم جدیدم رو با آرش احتمالا بازی کنم.

منظورش معیریان بود که البته قراردادش ر فسخ کرد. بد یه دختره اومد و یک البم گنده ی عروسی داد دستش که توش پربود از عکسای حمید.اون موقع من به خودم گفتم خاک بر سرت چرا مال خودت رو نیاوردی و بعد بابای دختره گفت آقای گودرزی تو رو خدا به دختر من بگید درس هم بخونه که حمید گفت بچه ها درس بخونید بعدشم برید سینما فیلم منو ببینید که من خندیدم و گفتم مثل من.

دو فر هم اون شب مثل بادیگارد مواظبش بودند . بعد حمید برای استراحت رفت طبقه ی بالا که تو غره ی درسا استراحت کنه.ما هم رفتیم بالا اما تو غرفه رامون ندادن.حمید رانی پرتقال با شیرینی دانمارکی (حالا گل محمدی چه فرقی داره؟)خورد. البته اون اول رانی رو با نی خور اما وسطش منصرف شد و نی رو در آورد و رانی رو سر کشید.یکی بیرن گفت کوفتت بشه که من یه چیزی بهش گفتم اما یادم نیست چی گفتم. بعد حمید اومد بیرون و عکس تکی انداخت و بعد دوباره رفت پایین یه پسره بود که خودش رو کشت دسته گلش رو بده به حمید که من ازش گرفتم و گفتم بده من بهش میدم. وقتی گل رو بهش دادم تشکر کرد.بهش گفتم آقای گودرزی میشه ایمیلتو بدی؟ گفت hamid_g56 گفتم اینکه بسته شده و ادامه داد @yahoo.com نه بسته نشده میل بده جواب میدم  ولی هر چی میل دادم error  داد که بسته شده.بهش گفتم خیلی دوستون دارم که تشکر کرد و بعد مامان من گیر داد که بریم و بریم و بریم که مجبور شم با هزار بدبختی دل بکنم . البته نتایج مسابقه ی اون شب رو نفهمیدم فدای سرم ولی به هر حال عجب شبی بود اونش.

اینم کل ماجرا که دوستان عزیز خواسته بودند

عکس ها تو ادامه مطلب هست .

ببینید و نظر هم یادتون نره.

قربان شما

عسل


ادامه مطلب


لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 12:21 توسط عسل

سلام دوستان عزیزم.

یه مدت بود آپ نکرده بودم که شرمنده.

ممنون از نظراتتون.

از همه ی کسانی که hamidgoodarzyfans.blogfa.com  رو معرفی کردم ممنون و جا داره تشکر کنم چون وبلاگ خیلی خوبیه.

توسط عاشق یک نظر ثبت شده بود که خبر های 83-82 حمید رو بذارم.

حتما تو تابستون این کار رو انجام میدم.

مونا جان 100% ماهن توش شکی نیست.

حمیده جان خوشحالم از آشناییت و ممنون از راهنماییت.

دوستان زیادی در باره ی دیدار من و آقای گودرزی و پاساژ و برنامه درسا پرسیدند که به زودی گزارشش رو همراه با عکس های اون شب قرار میدم.

و عکس های درسا و عکس های قدیمی حمید رو هم که خواستید براتون میذارم.

و منتظر تحولات جدیدی تو وبلاگ باشید.

توی این پست چند تا عکس میخوام بذارم.

فعلا تا پست های بعدی…

 

قرنطینه

 

 

بازنده

 

چپ دست

 

تب سرد

 بی وفا



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 15:41 توسط عسل

سلام

حالتون چطوره؟

امروز چند تا خبر دارم.

۱: بالاخره قرنطینه رو دیدم.

۲:فیلم عالی بود.

۳:بازی حمید حرف نداشت یعنی گل کاشت.

۴: تو این سایت (کلیک کنید) حمید از نظر بهترین بازیگر تو رده ی۴و پربیننده ترین  رتبه ی ۱ رو بدست آورده که حسابی تبریک می گم.

فعلا



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 17:8 توسط عسل

دوباره سلام

عکس جدید  که مربوط میشه به فیلم تلافی

 



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 20:34 توسط عسل

سلام سلام سلام

دوستای عزیزم ممنونم از نظراتون.

برایانا جان ممنون از نظرت ان شاءالله بهترم میشه تا بیشتر نمایانگر چیزی که می گی باشه.

از شیرین،مهناز،آنا و زهرا جان هم به خاطر نظراتتون ممنونم.

حتما اگه فیلو رو دیدم تو وب جریانش رو می نویسم.

 

یادتون نره مثلث شیشه ای رو



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 13:17 توسط عسل

دوباره سلام

الان اومدم چند تا عکی بذارم که عکس ها تو ادامه مطلب ببینید.

خبر مهم:

لینکی که قرار میدم برای مثلث شیشه ای هست.شما هم نظر بدین تا حمید رو بیارن برای مصاحبه.

مثلت شیشه ای


ادامه مطلب


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 23:6 توسط عسل

سلام به دوستای عزیز

یه معذرت خواهی بدهکارم چون به خاطر امتحان ها سرم خیلی شلوغه و کم و دیر آپ میکنم که قول میدم تو تابستون جبران کنم.

خبر جدید این که الان ۳ تا فیلم آقا حمید رو اکران هست.

۱.تلافی

۲.قرنطینه

۳.مجنون لیلی

من تلافی رو بالاخره دیدم.

بازی حمید حرف نداشت ولی موضوع فیلم یکم تکراری بود.

البته من چیز زیادی از فیلم متوجه نشدم چون بیشتر حواسم به حمید بود ولی خوشم اومد.

این هفته هم احتمالا قرنطینه رو برم.

بچه ها نظر یادتون نره.

به زودی عکس ها،بیوگرافی،مصاحبه و خیلی چیز های دیگه رو براتون رو وبلاگ قرار میدم.

خیلی ممنون و فعلا بای



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 22:50 توسط عسل





Powered by WebGozar


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ