من برگشتم تهران و کم کم دارم واسه مدرسه حاضر میشم
دوستان عزیزی که تولد منو تبریک گفتید خیلی ممنونم ازتون ولی شایعه ای بیش نبود و من ۱۶ اردیبهشتم!
آتشکده عزیز اگر عکسهای بیشتر از قتل آنلاین پیدا کردم حتما می ذارم
نسترن جون خوشحالم که دوباره میبینمت تو وب
و چشب بیوگرافی کاملی هم از ایشون میگذارم.
به زودی می آپم
مرسی از نظرات.
امیدوارم هر جا که هستید خوب باشید.
من هم چنان در کافی نت به سر می برم منتها این بار حداقل مانیتور رو میبینم.
آترین واقعا برادرزن حمید هست و شایعه نیست!
بازم ممنون ار نظراتتون.
راستی تو نظرات بگید به غیر از دانلود دوست دارید مطالب وبلاگ در مورد چی باشه؟
ممنون و فعلا با بای
والا من اومدم اینجا دیدم هنوز خط تلفن خونم وصل نشده محل ما کلی خورد تو ذوقم.
بالاخره راضی کردم ملت رو بیام کافی نت که ماشاءالله یکم جام راحت نیست و احساس بدی دارم اصلا مانیتور رو نمیبینم و نمیدونم دارم چی کار میکنم.
هوا هم که خیلی گرمه و اما جواب های دوستان:
من عکس ها رو خیلی وقت پیش پیدا کردم و منبع رو یادم نیست (اکران خصوصی) و نمیدونم که آیا خواهر آقا حمید هم بودند یا نه.
وقتی برگشتم تهران حتما از مصاحبه ها رو اسکن میکنم و میذارم.
راجب فامیلی همسر آقای گودرزی هم باید بگم اگه فیلم مجنون لیلی رو دیده باشید پسری به نام آترین دانشور بازی کرده که قرار بوده جای سجاد قراگزلو هم تو قرنطینه بازی کنه.آقای آترین دانشور برادر زن آقا حمید هست.معادله ی سختی نیست میتونید نتیجه رو خودتون بگیرید![]()
دانلود شب شیشه ای رو هم حتما بهتون میگم چجوریه و در مورد دوستانه هم گفتم تو وب میذارم ولی الان نه چند وقت دیگه.
خوب من باید برم.
نماز روزه هاتون هم قبول و بازم نظر بدید.
سلام سلام سلام
امروز 20 شهریور 1387:
دو تا تبریک امروز می خوام بگم که یکیشونو حتما میدونید خودتون.
از اون جایی که صبح قراره برم مفاسرت الان که ساعت 4:30 صبح هست دارم آپ میکنم حالا هی شما بگید من بدم!(؟)
خوب از اولیش شروع میکنم:
امروز تولد مامان جونمه



مامان جونم تولدت مبارک ان شاءالله ۱۳۰ ساله شی.
و اما تبریک دوم.
حدس بزنید (؟!!!؟)



خوب امروز ۴رومین سالگرد آقای حمید گودرزی با خانم دانشور هست.
این روزو بهتون تبریک میگم و امیدوارم هر روز خوشبخت تر و بهتر و عاشقانه تر با هم زندگی کنید و منم هر سال بیام و تبریک بگم!
خوب چند تا عکس نانازم می ذارم که معلوم نیست اونجا بیام نت یا نه؟







كارگردان: قاسم جعفری
: علیرضا كاظمی پور تهیه كننده: صدیقه صحت
: علیرضا برازش تدوین:مجید سیفی
محمد مهدی كورنگی طراح گریم :منیره حاتم آبادی – جعفر جوادی
: شیلا خداداد ( سیتا ) ، سروش گودرزی ( رامین ) ، حمید گودرزی ( فرزاد ) ، نسرین مقانلو ( سیمین ) ، شیرین بینا ( فروغ ) ، الهام حمیدی ( پروانه ) ، عنایت شفیعی ( «دایی جلال» = برادر فروغ ) ، مجید مشیری ( منصور نادری= پدر رامین ) ، ایرج نوذری ( عموی سیتا )، بهنوش طباطبایی ( كتی ) و … این سریال 24 قسمتی در سال ( 82-81 ) از شبكه ی سوم سیما پخش شد.

رامین كه برای ادامه ی تحصیل به هند رفته ، با دختری به نام سیتا آشنا می شود و قصد دارد با او ازدواج كند. سیتا از خانواده اش جدا می شود و همراه رامین به ایران می آید.
رامین در برخورد با دختر دایی اش، پروانه كه قبلاً نامزد او بوده ، و در توجیه خانواده اش برای حضور سیتا، دلهره دارد.
پدر رامین – منصور نادری- دو همسر دارد كه هر دو در یك ساختمان امروزی ، در طبقات مجزا زندگی می كنند. منصور در واقع با همسر دوم خود ( سیمین ) زندگی می كند ولی هنوز همسر اولش ( فروغ ) را طلاق نداده است. سیمین و پسرش فرزاد، در جریان تمام كارهای منصور قرار دارند.
فروغ نقطه ی مقابل سیمین است و از روال كارهای شركت منصور هیچ اطلاعی ندارد. اكنون بیست سال از ازدواج منصور و سیمین می گذرد و در این مدت ، منصور حتی برای یك بار هم به خانه ی فروغ نیامده و فروغ نیز نمی خواهد او را ببیند.
در زمان بازگشت رامین و سیتا ، شركت منصور در حال ورشكستگی است. منصور با كمك س یمین و فرزاد با خدعه ی فردی به نام خبیری ( حسابدار شركت ) برای فرار از دست طلبكاران، نقشه ماهرانه ای می كشند و چنین وانمود می كنند كه منصور مرده است.
از طرف دیگر ، فروغ اجازه نمی دهد كه رامین با سیتا ازدواج كند و مسلمان نبودن او را، دلیل می آورد. قرار می شود سیتا مدتی درمورد اسلام تحقیق كند و اگر به نتیجه نرسید این ازدواج صورت نگیرد. در این میان دایی ِرامین، سیتا را به خانه ی خودش می برد و او با پروانه آشنا می شود.
بعد از مدتی از طریق یكی از طلبكاران معلوم می شود كه منصور نادری زنده است. این مرد برای انتقام از منصور، رامین را گروگان می گیرد و به او تیراندازی می كند. رامین مدتی در كما می ماند. سیتا برای سلامتی رامین دعا می كند. او می خواهد به امامزاده ای برود كه در سفری با پروانه و كتی ، با آنجا آشنا شده بود و به علت مسلمان نبودنش، نتوانست وارد امامزاده شود.
سیتا برای ورود به امامزاده و به دلیل تحولاتی كه در طول سریال برایش رخ داده بود، مسلمان می شود. ولی پس از بهبودی رامین به هند بر می گردد و دیگر حاضر نیست با رامین ازدواج كند و می گوید: «من رامین را نذر خودش كردم.»
در این مقاله به بررسی نگرش و شیوه ی برخورد كاراكترهای داستان با تعدد زوجات منصور نادری می پردازیم. هردو پسر خانواده – از دو زن مختلف- به این وضع عادت كرده اند و حضور یك زن دیگر را در مقابل مادرشان ، جزئی از روابط روزمره ی زندگی خود می دانند. این دو پسر به راحتی یكدیگر را با لفظ " داداش " صدا می زنند ؛ حتی فرزاد ( پسر سیمین ) نسبت به مشكلات كتی با همسرش - آرش- حساس است و عكس العمل نشان می دهد؛ به طوری كه در یك سكانس سیتا با مشاهده رفتار فرزاد و كتی به آنها می گوید: " من هیچ وقت برادری نداشتم." سپس سیمین می گوید:

" فرزاد، كتی را از من هم بیشتر دوست دارد ".
در عین حال می بینیم كه كتی تا این اندازه به فرزاد و مادرش اعتماد ندارد. او معتقد است كه ازدواج احتمالی رامین با سیتا و برخورد آن دو با مشكلات آتی زندگی ، می تواند آنها را جلوی سیمین و فرزاد رسوا كند. وی به صراحت اعلام می كند كه «سیمین و فرزاد خوبی ما را نمی خواهند» .
دایی جلال ( برادر فروغ ) نیز هیچ كینه و دشمنی با سیمین ندارد و حتی بعد از مرگ منصور نادری ، با سیمین صحبت می كند و او را تسلی می دهد. بنابراین تمام افراد خانواده با گذشت زمان به نوعی با این قضیه كنار آمده اند و آن را پذیرفته اند. اما فروغ هنوز هم دچار آشفتگی و نگرانی هایی است كه ظاهراً به هیج وجه ناشی از فراموشی گذشته و كنار آمدن با این مشكل نیست.

به بررسی برخی از عكس العمل های اطرافیان ، نسبت به موضوع تعدد زوجات منصور نادری پرداختیم. به بررسی شخصیت فروغ می پردازیم . همان طور كه گفته شد منصور با زن دوم خود، سیمین زندگی می كند و بیست سال است كه با فروغ صحبت نكرده ، فروغ زنی آرام و منزوی است كه حتی توانایی برقراری ارتباطی دوستانه با فرزندان خود را نیز ندارد.

پس از شنیدن خبر مرگ منصور، دخترش ناراحت می شود و گریه می كند، ولی فروغ خود را خوشحال نشان می دهد و می گوید: «بعد از بیست سال می خواهم نفس بكشم.» او نه تنها نمی تواند به كتی دلداری دهد، بلكه سبب آزار او نیز می شود. كتی از رفتار مادرش آزرده خاطر می شود و به آغوش باز زن دوم پدرش پناه می برد. دایی جلال ، برادر فروغ نیز به رفتارهای فروغ انتقاد می كند و تذكر می دهد كه " تو نباید به خاطر حال و روز كتی و رامین خودت را خوشحال نشان دهی ". فروغ به جلال می گوید: «منصور آن قدر خون به جگرم كرده كه نمی توانم ازش بگذرم.» جلال در پاسخ، حق را صددرصد به فروغ نمی دهد و می گوید: «شاید تو حق داشته باشی، ولی باید بدونی كه اسم منصور هنوز در شناسنامه ی تو هست و او پدر بچه های توست" و فروغ با ناراحتی تمام می گوید: «منصور هر كسی كه می خواد باشه، برای من كه هیچی نبود.»

اما تمام این حالات فروغ ، صرفاً ظاهرسازی است زیرا او در تنهایی برای منصور اشك می ریزد و بعد از اتمام مراسم خاكسپاری منصور ، به تنهایی سر قبر او می رود و با او صحبت می كند . فروغ ادعا دارد كه منصور سالهاست برایش مرده و حالا هم گویی هیچ اتفاقی نیفتاده ، ولی در واقع اینگونه نیست و او نمی تواند مرگ واقعی منصور را نادیده بگیرد و به راحتی از كنارش بگذرد.

فروغ نمی تواند با رامین ارتباط خوبی برقرار كند. او به هیچ وجه در مواجهه با عشق رامین و سیتا عقلانی رفتار نمی كند. او بیشتر از آنكه به رامین حق بدهد ، به فكر پروانه است. رامین نزد مادرش می نشیند و با او درد دل میكند. از اینكه نفهمید چگونه عاشق سیتا شد می گوید و از این كه چگونه توانست پروانه را فراموش كند، ولی فروغ در مقابل ، رفتار او را محكوم می كند و با لحن تندی می گوید: " دست خودت نیست. خونِ خیانت و ریا توی رگ هاته. " وقتی رامین می خواهد ماجرا را برای مادرش توضیح دهد، فروغ نه تنها حاضر نیست به حرف های او گوش دهد، بلكه به قدری عصبانی می شود كه رامین را تهدید می كند كه اگر باز هم حرفی از سیتا بزند خودش را وسط خانه آتش خواهد زد .

این حالات ، درست نقطه ی مقابل رفتارهای سیمین است. در سكانسی كه رامین و فروغ بر سر مسلمان شدن سیتا مشاجره می كنند، فرزاد رامین را پیش سیمین می برد و می گوید: " بیا بریم بالا هر چی می خوای سر سیمین داد بزن " . سیمین هم با گرمی از رامین استقبال می كند و برای مسلمان شدن سیتا نیز راه حل ارائه می دهد. او سیتا را با یك زن آلمانی كه تازه مسلمان شده ، آشنا می كند. كاری كه به قول خود سیمین از عهده ی كفایت فروغ برنمی آید. هر چند باید اشاره كرد كه سیمین ، زمانی این كارها را انجام می دهد كه مطمئن می شود سیتا ثروت عظیمی از پدرش به ارث برده است.

در كل می توان بی تدبیری و رفتار شتابزده و بدون تعقل فروغ را در جای جای سریال مشاهده كرد. مثلا ً در همان سكانسی كه " فروغ " رامین و سیتا را از خانه اش بیرون می كند و آنها به سیمین پناه می برند ، فروغ به سرعت از رفتار خود پشیمان می شود و از كتی می خواهد به سراغ آنها برود و می گوید" هنوز آن قدر بدبخت نشده ام كه بچه هام به اون خانم ( منظورش سیمین است) پناه ببرن ."
كار به جایی می رسد كه وقتی سیمین ، سیتا را با مهربانی می پذیرد و حاضر می شود با عمویش صحبت كند، آن قدر جسارت می یابد كه در مقابل رامین به فروغ توهین می كند و رامین ، آن قدر نمك گیر لطف و محبت سیمین است كه نمی تواند عكس العملی از خود نشان دهد..
همان طور که اشاره شد، فروغ توانایی مقابله با مشکلات را ندارد. مثلاً زمانی که او می فهمد خانه ای که ارث پدرش بوده و منصور به زور از او گرفته بود، به اسم سیمین و فرزاد است نه تنها، هیچ کاری نمی تواند انجام دهد، بلکه خود نیز به ناتوانی اش معترف است و می گوید "اگر می توانستم، می رفتم بالا و حساب سیمین را می رسیدم." ولیکتی- دخترش- براین ناتوانی تأکید دارد و می گوید: "ما بیست سال است که به سیمین باخته ایم." در آخر نیز فروغ از این صحنه خارج درگیری خارج می شود و به خانه برادرش –جلال - می رود.
فروغ به قدری منصور را دوست داشت که نمی توانست به او"نه" بگوید به همین دلیل به سادگی موافقت کرده بود که خانه اش را به نام او بزند.
در یک سکانس، فروغ با سیتا صحبت می کند و به او می گوید« همیشه با به دست آوردن کسی، نمی توان صاحب او شد. گاهی وقتها باید از او بگذری تا او را کاملاً بدست آوری » ؛ و "سیتا" گذشت فروغ را نسبت به منصور و سیمین، عشق او به منصور تلقی می کند ، ولی به فروغ می گوید: "شما لزومی نداشت این همه سال سیمین را تحمل می کردید و این قدر عذاب می کشیدید."
اما فروغ در باره سیمین و گذشتی که نسبت به او داشته، می گوید: "وقتی فهمیدم منصور ازدواج کرده، می تونستم کاری بکنم که سیمین را طلاق بدهد. ولی سیمین آمد پیشم و التماس کرد. اون حامله بود. من ازش گذشتم. من هم بیست سال منصور را ترک کردم و گفتم باشد، با زنت زندگی کن، ولی دیگه پا تو پایین نذار و با من حرف نزن. تو این قضیه من گذشت کردم. آخه اعتقاد دارم دنیا دارِ مکافاته ." فروغ با این عمل از خودش و زندگی اش می گذرد، چون دلش به حال سیمین می سوزد و خود را با این اعتقاد توجیه می کند که هر کسی نتیجه اعمال خود را می بیند. البته اتفاقاتی که تا پایان سریال روی داد نیز، همین را نشان می دهد، ولی آیا همین فداکاری ها نبود که رنگ و روی زندگی خود فروغ ، رامین و کتی را به گونه ای دیگر در آورد؟ رامین سال ها با پدر خود قهر بود و بالاخره راهی کشوری دیگر شد. کتی مجبور بود سرزنش های مادر نامزدش- آرش- را تحمل کند. و اینها همه به علت وجود شخص ثالثی بود که هرم روابط خانوادگی آنها را به هم ریخته بود و منجر به درگیری و کینه دائم شد.

اما فروغ نمی تواند برخلاف شخصیت فداکار خود رفتار کند ؛ او در این مجموعه اسوه ی محبت و گذشت است. تا حدی که منصور، با وجود این همه ظلم و ناجوانمردی در حق او، در مقابل فروغ اعتراف می کند که " تو تنها زنی هستی که مرا فقط به خاطر خودم دوست داشتی، نه پولهایم."
دربخش پایانی سریال باز هم این فروغ است که برای رهایی سیمین و فرزاد اززندان، سند خانه ای را که منصور به او می دهد وثیقه می گذارد.
این تفسیر و تحلیی بود از سریال مسافری از هند.
منبع:
چند عکس از این فیلم:




نظر یادتون نره ها

|
بی وفا کارگردان: اصغر نعیمی تهیه کننده: یدالله شهیدی محصول: آریان فیلم بازیگران: حمید گودرزی، الناز شاکردوست، گوهر خیراندیش، فلامک جنیدی و محسن قاضی مرادی فیلمنامه: فرهاد توحیدی مدیر فیلمبرداری: رضا بانکی موسیقی متن: سعید انصاری طراح صحنه و لباس: فرهاد ویلکیجی طراح چهره پردازی: مهدی حبیبی پور تاریخ اکران: اول آذر 1385
خلاصه داستان: دختر و پسر جوانی هر کدام متعلق به یک طبقهی اجتماعی متفاوت، ناخواسته در یک مسیر مشترک کنار هم قرار می گیرند و .... یادداشت: « بی وفا » اولین ساخته سینمایی اصغر نعیمی است. نعیمی نویسنده و منتقد سابق مطبوعات و دستیار کارگردان بیش از ده فیلم است. عکس هایی از این فیلم:
|
سیدی این فیلم هم بیرون هست و فیلمی دیدنی.
کارگردان: قاسم جعفری
تهیه کننده: شکوفا فیلم (منوچهر زبردست، داریوش بابائیان)
بازیگران: محمدرضا فروتن، میترا حجار، حمید گودرزی، سروش صحت، لیلا بوشهری، رامتین خداپناهی و مجید مشیری
فیلمنامه: مرتضی کاظمی پور (بر اساس طرحی از رضا قهرمانی)
مدیر فیلمبرداری: رسول احدی
طراح صحنه و لباس: شیرین بوریایی
صداگذاری و ترکیب صدا: حامد رضی
عکاس: اکبر اصفهانی
تاریخ شروع فیلمبرداری: 19 فروردین 1383 - تهران (پل همت)
خلاصه داستان: با ورود سامان به ایران پس از پنج سال و دگرگونی در اطراف او اتفاقات غیرمترقبه ای می افتد که منجر به ...
یادداشت: « بازنده » پس از « قاصدک » (1375) دومین فیلم بلند قاسم جعفری است که چندین سریال موفق تلویزیونی از جمله « خط قرم »، « مسافری از هند »، « کمکم کن » و ... را کارگردانی کرده است.
عکس هایی از این فیلم:
فیلم قشنگی که ارزش دیدن داره...
" مجنون ليلي " جديدترين فيلم قاسم جعفري , پس از سريالهاي پر مخاطب مسافري از هند / خط قرمز / كمكم كن و فيلم هاي سينمايي : ماه مهربان / قاصدك / بازنده / گرگ و ميش /
" مجنون ليلي " عاشقانه اي شهري است كه نسبت به آثارقبلي اين فيلم ساز كاري متفاوت است و كل داستان فيلم در روز عشق و مهرورزي ( ولنتاين ) و در كلان شهر تهران اتفاق مي افتد .
بازيگران و عوامل اصلي فيلم مجنون ليلي عبارتند از :
كارگردان : قاسم جعفري / مدير فيلم برداري : عليرضا زرين دست / نويسندگان : فرهاد نوري – مسعود صحت/مشاورين فيلمنامه : حميد رضا آذرنگ – هادي مقدم دوست / مدير توليد : يوسف صمد زاده / دستيار كارگردان و برنامه ريز : بهمن گودرزي / تدوين : حميد سيفي / موسيقي :احسان خواجه اميري / صدابردار : آرش برومند / صداگذاري و ميكس : فريدون خوشابافرد / جلوه هاي ويژه : پيمان ابدي / طراح چهره پردازي : منيژه حاتم آبادي / طراح صحنه و لباس : بسام موسوي / گروه كارگرداني : احمد معظمي – مسعود صحت / عكاس : مجيد خمسه / دستيار تدوين : سامان مجدوفايي / روابط عمومي : علي بنكدار / گروه صحنه : علي ساساني نژاد – علي عسگري – وحيد تهراني / جامه دار : خاطره ملك پور / گروه فيلم برداري : كوروش سيگارودي – هومن سلماسي – حسين بذر افشان – حميد شكوهي راد – بيژن افشار – محسن رحيميان / مديران تداركات : محسن امجدي – داود ناظمي / هماهنگي : سهيلا مكرمي وند / سرمايه گذاران : حسن رحيم منفرد – صديقه صحت .
لابراتوار : مركز خدمات صنايع فيلم ايران ( بديع ) / مجري طرح : صديقه صحت / تهيه كننده : قاسم جعفري / محصول موسسه فرهنگي هنري شهرزاد 1386 / پخش : فيلميران
بازيگران : محمد رضا گلزار / الناز شاكردوست / حميد گودرزي / حامد بهداد / نيما شاهرخ شاهي / السا فيروز آذر / يوسف تيموري / گلاره عباسي / احمد پورمخبر / زهره مجابي / رامين راستاد / لعيا باستاني / كامران فيوضات / گلي اكبري / پروين ميكده / فرخنده فرماني زاده / سيامك قاسمي / داود چرخت / نورالدين جواديان / سيامك راشدي / مهشيد سلطاني / حسن نجفي / صديف آرميده .
با حضور : ابوالفضل پورعرب و رضا رويگري
با معرفي : شهرزاد جعفري / آترين دانشور / سميه طاري
خلاصه داستان :
مجنون ليلي عاشقانه اي شهري است كه دو شخصيت اصلي قصه فرهاد و پروانه كه نمادي از عشق هاي اسطوره اي ايران هستند در مسير پر فراز ونشيبي در كنار هم قرار مي گيرند اما در روز ولنتاين حادثه اين دو را از هم جدا ميكند ولي كادوي ولنتاين در طول يك شبانه روز مسير زندگي اين دو دلداده را تغيير مي دهد و به هر كدام به شناخت جديدي از عشق و دوست داشتن مي رسند ...
درباره فيلم :
بيست قرن پيش از ميلاد مسيح , ايرانيان باستان به پاسداشت زمين و باروري , بهمن ماه را سپندارمز نام نهادند تا در اين روز زنان به واسطه سه وجه مادري , همسري و عشق مورد ستايش قرار گيرند , در اين روز زنان و مادران لباسهاي نو بر تن ميكرده و هدايايي از همسران و فرزندان مي گرفتند . سپندارمزد لقب ملي زمين يعني گستراننده , مقدس و فروتني است . زمين نشانه عشق است كه با فروتني و تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد .
به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندارمزگان به عنوان نماد عشق شناخته شد و اين روز به نام روز عشق و مهرورزي نام گذاري گرديده است .
" مجنون ليلي " قصه آدمهايي است كه يك روز صبح تا پايان شب و در روز عشق و مهرورزي به عشق نگاهي متفاوت دارد .
عکس هایی از فیلم
دانلود تیزر این فیلم
همونطور که قبلا گفته بودم cd این فیلم بیرون اومد پیشنهاد می کنم این فیلم رو ببینید.
قسمت هایی که حمید بازی کرده تو cd دوم هست که خیلی باحاله.
با تشکر
منتظر نظراتتون هستم.
سلام دوباره
خوب به هفته آینده نکشید و همین امشب دانلود برنامه رو گذاشتم.
اگه مشکلی تو دانلود بود بگید.
برای دانلود رو لینک بالا کلیک کنید و بعد از وارد کردن کد در محل مشخص(۲ تا کد میده) میتونید برنامه رو دانلود کنید.

ممنونم از همه دوستان و پیام هاتون.
شب شیشه ای رو تا هفته آینده می ذارم.
اینم یه عکس:

به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک ...چرا باید به دور تو بگردم؟
ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی ...برو با دل بیا تا من بگردم
![]()
![]()
![]()
![]()
یه عکس خیلی فشنگ از حمید رو می خوام بذارم.
راستی بعضی ها گفتن تا دانلود نذارم نظر نمیدن
تا نظر ندین دانلود نمی ذارم.
راستی نظرتون راجب تم جدید چیه؟

تعداد کسانی رو که روزانه از وبم دیدن میکنن همراه با ip هاشون رو تو وبگذر دیدم.خیلی برام جالبه که هیچ کس یه نظر هم نمیده.خوب احتمالا اینم یه مدلشه.
من تمام تلاشم رو میکنم که وب خوبی داشته باشم و مطالب خوبی رو بذارم.
تا چند روز دیگه هم دانلود دوستانه رو.
ولی اگر قرار باشه وبلاگ من مورد کم لطفی طرفدارای حمید قرار بگیره ترجیح میدم دیگه آپ نکنم.
میل خودتون هست.
شب شیشه ای رو هم که کسی نخواست.
خدا نگهدار
واسه این پست چند تا عکس خیلی توپ از فیلم کیش و مات که چون قشنگ بود دلم نیومد لیبل بزنم.
تو ادامه مطلب
خبر خوش:
cd مجنون لیلی اومد!!!!!!!!!!!

اگه نظر ندین خیلی نامردین
ممنون از نظراتتون و دوستانی که وبلاگ منو می بینند.
خوب من باید به معذرت خواهی بکنم که دیر دیر آپ کردم.خوب خیلی هم بی دلیل نبوده.
بی معرفتی های یک نفر که باعث شد من نتونم از اینترنت استفاده کنم به طرف و یه چیز دیگه هم یه طرف دیگه:
من دوست دارم آپ هایی که میکنم عکس و مطالب خوب داشته باشه و نسبتا عکس های جدیدی باشه ولی خوب پیدا کردن عکس هم کار سختی هست و مطالب و اخبار رو هم همه جا می نویسند ولی خوب صد در صد وقتی برم خونه می تونم بیشتر بسرچم.
دانلود برنامه ها رو هم می ذارم اما زمان قطعی نمیدم بهتون.اگر دوست داشته باشید فعلا دانلود برنامه شب شیشه ای قسمت اولش رو بذارم؟اگه اینو می خواید تو نظرات بگید.
به هر حال دوستان و همراهان عزیزم ممنون میشم اگه کمکم کنید تا وبلاگ بهتری داشته باشیم.
واسه ی این پست چند تا از عکس های فیلم سهراب رو میذارم که تقریبا این عکس ها رو تو نت نمیشه پیدا کرد.
ممنون
عسل





